بسم الله

قبل التحرير: راي ندادن يا راي دادن كسي چون من اصالتا اهميت چنداني ندارد. ولي خوانش اين مطلب كوتاه نيز آن چنان مضر نيست كه مخاطب رو ترش كند و بي خيال خواندن اين متن بشود. البته شما مختاريد!

 

بعد از انتخابات ۸۸ قويا قصد داشتم ديگر در هيچ انتخاباتي شركت نكنم. البته به هيچ وجه از ابتدا قائل به تقلب در انتخابات ۸۸ به منظور تعويض رييس جمهور نبوده و نيستم. ولي بعد از رياست جمهوري مجدد فردي چون احمدي نژاد كه اندكي تقيد به اخلاق، دين و انسانيت ندارد، ديگر هيچ اميدي به اصلاح اين كشور نداشتم. (ر.ك من نا اميدم!)

از طرفي هم چنين با رفتارهاي غريب معترضين، اندك اميدم به انساني پاك چون مهندس موسوي به عنوان يك سياست مدار صبور و منطقي نيز منقطع شد و در نتيجه به يك نااميدي گسترده از آينده كشورم گرايش يافتم.

رفتارهاي بعدي ضعيف العقلي چون احمدي نژاد كه موجب تحريك اذهان هوادران سابقش نيز شد، باعث شد تا در كنار خيلي از مردم كشورم نسبت به مجموعه ي سياست متهوع شوم.

اما از آن جا كه هميشه به اصل وحدت ملي بسيار علاقه مند بوده ام، همواره دنبال چيزي مي گشتم كه موجب اين وحدت شود. وحدتي نه از جنس دين و آيين و نژاد و جنسيت. وحدتي از جنس ظلم ستيزي و استكبار گريزي توام با عقل و درايت و منطق.

تدريجا روي كرد نظام نيز -صرف نظر از شخص بي مصرف احمدي نژاد و اطرافيان كم خردش- به سمت وحدتي از همان جنس گراييد.

شاهد مثال عرض بنده نيز بيانات ره بري در خطبه هاي نماز جمعه ي اخير راجع به انتقاد از مسئولين دولتي بود.

اين روي كرد هر چند موقتي و تبليغاتي به منظور افزايش مشاركت در انتخابات مجلس شورا باشد، ولي بسيار ارزش مند است و جاي شكرگزاري بي حد دارد.

از همين روي، بنده با اطلاع از نمايشي بودن اين تئاتر دموكراسي، چشم هاي خود را به روي حقيقت مي بندم و دوست دارم فكر كنم اين من هستم كه در سرنوشت كشورم، خواه خوب و خواه بد و تلخ، نقش داشته ام. مي خواهم مسئولين اين كشور بي در و پيكر بدانند اگر يك گام به سوي مردم بردارند، اين مردم هستند كه دوان دوان به سوي آن ها خواهند آمد. مي خواهم بدانند كه مهم ترين چيز وحدت است. وحدت بر محور اخلاق و حق.

همين!

 

بعدالتحریر: قسمتی از متن به علت امکان ایجاد شبهه، در متن حذف گردید.