بسم الله

قبل التحریر: این پست به مذاق هیچ کس – توجه بفرمایید هیچ کس- خوش نمی آید و قطعا از خواندن آن ناراحت و عصبانی می شوید . پس توصیه می کنیم این مطلب را نخوانید حتا شما دوست عزیز!

 

 

حقیر هیچ آینده ی روشنی در هیچ زمینه ای برای کشورم متصور نیستم. کشوری که عمیقا دچار مشکلات فرهنگی و اخلاقی است . کشوری که در بدنه ی مدیریتی اش بی فکری موج می زند. کشوری که قانون تفسیر به رأی می شود. کشوری که روزگاری قرار بود مقدمات ظهور حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه باشد و امروز قطعا جزو موانع ظهور است. کشوری که روزگاری به ترین و پاک ترین جوانانش را از دست داد تا شرایع اسلام در آن جاری باشد و امروز چیزی در آن نیست جز بی توجهی به شریعت. کشوری که انقلاب کرد تا آزاد باشد ، مستقل باشد ، جمهوری باشد و اسلامی باشد و هیهات که امروز تهی از هر چهارتاست.

کشوری که روزگاری چون خمینی داشت که مرجع دینی ها بود و ملجاء غیر دینی ها .

آینده ی روشنی متصور نیستم چون عده ای ره بری را که از سرمایه های عظیم انقلاب و نظام است و باید تکیه گاه همه ی مردم باشد به نفع خویش مصادره کرده اند .

که به خودشان می گویند پیرو ولایت فقیه و به همه ی دیگران می گویند ضد! و عجیب این که معلوم نیست پیرو واقعی کیست.

برای کشوری نا امیدم که رییس جمهور فعلی اش پر است از ژست های عدالت خواهانه و پوپولیستی مردم فریب. که عشقش این است که نشان دهد چه قدر مقتدر است و سرش را زیر هیچ حرفی – می خواهد قانون باشد یا حکم ولایی ره بری- خم نمی کند.

آرزوی اول و آخرش این است که مردم بی چاره را با یک ورق نامه دنبال ماشین خود بکشد . رییس جمهوری که تمام قدرتش این است که برای این و آن ترحم کند و اگر کسی تضاعف نکرد رییس جمهور هم دوستش ندارد.

من برای کشوری متاسفم که رییس جمهوری داشت که دم می زد از اصلاحات و شعار های قشنگ می داد:آزادی،توسعه سیاسی ، فرهنگ گفت و گو. و نمی فهمید که مردم مشکل شان چیز دیگر است . این که ژاک شیراک چهارتا پله برای شما پایین بیاید خیلی به درد مردم نمی خورد و حضور شما در اجلاس گفت و گوی تمدن ها هم!

کشور من کشوری است که روزگاری رییس جمهوری داشته که به اسم سازندگی ،به هر ناکسی اجازه داده که حق الناس مردم مستضعف را بالا بکشند و برای خودشان خانه های میلیاردی بسازند و در عین حال به گذشته ، به جنگ و به خون این همه جوان پاک بخندند.

این کشور هیچ جای امیدی باقی نگذاشته است . کشوری که کاندیدای ریاست جمهوری اش با آگاهی از تمام شرایط موجود در بازی یک طرفه ی  انتخابات در آن شرکت می کند و ظرفیت باخت در این بازی نابرابر را از خانه با خود نمی آورد.

این جا کشوری است که روزنامه نگارانش کمر می بندد به از بین بردن حیثیت ذره ذره جمع شده ی افراد. جایی است که هیچ چیزش سر جای خودش نیست. اخلاق، دین ، فرهنگ و باز هم اخلاق...

کثیف ترین روابط این جاست. در همین کشور امام زمان:فوتبال کثیف، سیاست کثیف، پول کثیف و ... خنده دار است ولی فرهنگ کثیف.

حقیر از همین جا به همه قول می دهم که این کشور با روندهای موجود در سال های گذشته و حال به هیچ جا نمی رسد. انتظار پیش رفت از کشوری که بزرگ ترین مشکلش مشکل اخلاقی است انتظار بیهوده و گزافی است.

باید دعا کرد به یمن وجود نفس های پاک در این ملک لااقل عذاب بر سرمان فرو نیاید.

شهر خالی است زعشاق بود کز طرفی

مردی از خویش برون آید و کاری بکند