بسم الله
هر چند فکر می کنم کسی دیگر دل و دماغ سیاست را نداشته باشد ولی بد نیست این مطلب را هم به صورت ذوقی بخوانید و جایی در گوشه ی مغزتان نگه دارید تا یک وقتی، یک جایی به ش فکر کنید.

فکر می کنم بزرگ ترین معیار هر کشوری در مقابل بی گانه ها، همین عبارت نخ نمای منافع ملی است.
منافع ملی است که روشن می کند در یک مقطع تاریخی خاص و در یک جغرافی خاص چه روی دهد.
مسئله خیلی ساده است: اگر عقلا و تحلیل گران، و یا دست کم قاطبه ی اعلم شان نتیجه گرفتند روابط امریکا نفع ش بیش از ضررش است این رابطه طبق همان منافع ملی باید ایجاد بشود و اگر نه هم منتفی است.
درک این نکته نیز برای همه ضروری است به ویژه دل سوزان و به ویژه تر کاسه های داغ تر از آش که: اگر روزگاری مرحوم امام خمینی مخالف برقراری رابطه با امریکا بودند، این نظر اولا مربوط به جغرافیا و تاریخ خاصی است و سپس یک نظر مصداقی در چارچوب منافع ملی است.
یعنی آن زمان از نظر ایشان رابطه با امریکا ضررهایی بیش از نفع ها داشته است.
و بدیهی است که چارچوب قرار دادن یک مصداق یک اشتباه استراتژیک است که احتمالا برای بعضی سهوی و برای عمده خود شیرین ها عمدی است.
البته شمارش نفع ها و ضررهای این ارتباط  نیازمند آدم هایی است که از جنس تحلیل باشند نه آدم های نفع گرای فردی و حتا متوهم.
همین!