بسم الله

می خواست برای بچه هایش سبزی پلو ماهی بپزد.

سبزی را از فروشنده گرفت.پانصدی مچاله را به مرد فروشنده داد. به دستش نگاه کرد: یک پانصدی دیگر و یک هزاری باقی بود.

شب برای بچه هایش سبزی پلو پخت.بدون ماهی!

همین!