شب عید است
بسم الله
شب عید است . ما هنوز درس می خوانیم . من، آیدین، مصطفا، ساجد، علی کارفرما، علی روحی و... .
***
شب عید است . پسرک تپل هنوز روی پل هوایی دست مال کاغذی می فروشد .
***
شب عید است . حسینی احتمالا هنوز درس می دهد، احمدزاده هنوز به فکر تاخیرهای پورحسین است و ساربان هنوز نگران سالن مطالعه .
***
شب عید است . طاها هنوز تن تن می خواند و مائده هنوز عاشق جوجه کباب کوبیده(!) است .
***
شب عید است . پرهون هنوز توی ایوان است .
***
شب عید است . درویش هنوز بالای جاکتابی من است و هنوز تسبیح گردنش است.
***
شب عید است . زمین هنوز فکر می کند کدام طرفی دور خورشید بگردد.
***
شب عید است . حامد هنوز به فکر جلسه ی سه شنبه ی خانه ی خودشان است .
***
شب عید است . من هنوز می نویسم .
***
شب عید است . شب عید چه فرقی با یک ماه پیش دارد؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۸ ب.ظ توسط محمدرضا مهاجر
|
شطحيه يعني سخناني كه در ظاهر خلاف شرع و خارج از محدوده ي باور هستند