بسم الله
قبل التحریر:این مطلب شنبه شب ، 23 خرداد نوشته شده بود و امشب دوشنبه ، 25 خرداد به نمایش گذاشته می شود . علتش را نمی دانید؟
1
در زندگی ام کم نباخته ام . نمونه اش که الان بدجور توی ذهنم هست مسابقات فوتبالی است که بازنده بوده ام .
این همه شکست به من یاد داده بعد از باخت دو راه دارم :
یکی این که باختنم را نپذیرم و با لج بازی بی جا بخواهم بازی را به هم بزنم و دیگری این که با یک لب خند ، پیروزی را به حریف تبریک بگویم .
امروز رسما اعلام می کنم در این بازی سیاسی شکست خوردم . و این را امروز به رفقای حامی رییس جدید تبریک گفتم . در حالی که از درون داشتم منفجر می شدم ، خرمایی که برای شوخی، حامد تهیه کرده بود را برداتشم و خوردم . بماند که کمی شهد رویش بود که چندش کردم .
الان که باخت را – حتا اگر با ناداوری باشد - ، پذیرفته ام ، احساس به تری دارم .
2
امروز روز سختی بود . از همه طیف آدم ، حرف شنیدم و از همه اش عذاب کشیدم .
گفتند توی خیابان ریشو ها را می زنند . دستی به ریشم کشیدم و خندیدم – البته مصنوعی - . گفتند صد در صد تقلب شده . نگاهی به عکس امام کردم و خندیدم (میزان ، رای ملت است.) – البته مصنوعی- . به ره بری بی حرمتی شد . بغض کردم – خیلی طبیعی – و...
3
همه قاطی کرده اند . به جز خودم . آیدین که دارد به در و دیوار می زند . اصلا نمی تواند بفهمد چه شده ؟ می خندم – البته مصنوعی ! خودم هم نمی فهمم چی شده؟-
چند نفری هستند که می گویند اگر با آهن داغ کتک بخورند ، دیگر رای نمی دهند . می خندم .- نمی دانم قرار است رای بدهم یا نه ؟!!نمی دانم قرار است در مقابل حرف های امام که شب انتخابات از تلویزیون پخش می کنند ، تاب بیاورم یا نه ؟-
چند نفری هم هستند که ...
4
نمی دانم چه شد که حرف های مادرم به این جایش رسید:
هیچ وقت باور نمی کنم علی رضای قد بلند همان 7 دانه استخوانی باشد که برای مان آوردند . – یاد استخوان های علی رضا می افتم و راستش کمی چندش می کنم .- همیشه منتظر هستم که عمو زنگ بزند و بگوید بیایید . بیایید که علی رضایم ، هم بازی کل بچگی هایت برگشته ...
اصلا نمی دانم من چرا این ها را نوشتم .
5
شاید این 4 سال در تاریخ چند هزار ساله ی ایران کاملا بی اثر باشد . شاید گم شود . شاید از یادها برود .
اما در عمر 60-70 ساله ی ما ، 4 سال کم نیست . می شود یکی از 12- 13 بخش زندگی مان . این است که شاید کمی بد باشد .
6
الخیر فی ماوقع ...
ترجیح می دهم حالا حالا ها توی سیاست وارد نشوم تا از خیلی چیزها ، خیلی حرف ها ، خیلی کارها و خیلی آدم ها ،زده نشوم.
همین!
