تبليغاتX
اين شطحيات ماست

بسم الله

 

با پدرش آمده بود قم زیارت. پسرک تشنه اش شد . در حرم کمی آب خورد.

***

آب نبات دلش خواست . به پدرش گفت. پدر خرید.

***

-بابایی میشه بریم دریاچه ی قم رو ببینیم؟

-باشه بابا جون ، برگشتنی میریم.

***

پسرک آرام رفت کنار دریاچه . پشتش را کرد به پدرش . آب نبات را انداخت توی دریاچه . زیر لب گفت «خدا کنه بتونه همه ش رو شیرین کنه ».

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا مهاجر در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 10:35 بعد از ظهر |

بسم الله

* این مطلب به درخواست یکی از دوستان علیه بهائیت نوشته شده است.للحق

بنده اساسا موافق هر گونه نوآوری هستم. به شرط ماندگاری . یعنی به نظر من نوآوری اگر ماندگار باشد فناوری است . برای این که خیلی هم مهندسی نشود این طور می گویم . نوآوری اگر موج نباشد ماندگار می شود و از حال مد خارج.

مثلا این شلوارهای بگی که چند سال پیش رسم شده بود و ملت می پوشیدند یادتان هست؟ خب در مدل خودش نوآوری بود چون یک چیزهایی بود بین شلوار کردی و شلوار کتان . اما حالا در قوطی هیچ عطاری پیدا نمی شود.یا نمونه ی دیگرش این موسیقی رپ.یک زمانی هر جا می رفتیم می دیدیم یکی دارد آهنگ می خواند.یک جوری که انگاری آمونیاک بو کرده است.اما الان می بینیم این تب بزرگ فروکش کرده و آن طور خبری از موسیقی رپ نیست.

اما نوآوری هایی هم داشته ایم که ماندگار شده اند. یعنی تعداد این جور نوآوری ها اصلا به نسبت خیلی بزرگ تری بیش تر از نوآوری های رفتنی هم هست. به تمام عادات زندگی فکر کنید. خب این ها هم بالاخره یک روز نوآوری بوده اند.نه؟ یا سبک های شعری گونه گون . یا انواع موسیقی یا سبک های ادبی و ژانرهای سینمایی و...

البته بعضی نواوری ها اصالتا در ساختارها تغییر ایجاد می کنند . مثلا سبک نیمایی را در نظر بگیرید . به ماندگاری اش هم دقت کنید. به شعرهای خوبی هم که در این قالب سروده شده هم دقت کنید.اما حقا سخت ساختارها را به هم ریخت . مثلا ابیات را کوتاه و بلند کرد ، آهنگ ها را عوض کرد ، جای قافیه ها را هم تغییر داد.

ماندگاری یک نوآوری هم دلایل زیادی دارد. از منطقی بودنش گرفته تا محبوب بودنش .

در دین اسلام ، از همان ابتدا فرقه * های زیادی ایجاد شدند که بعضی تا حالا هم مانده اند. دلایلش هم واضح است.این فرقه ها اولا محبوب بودند . یعنی سرانی که داشتند آدم های درست و با نقوا و مردمی بودند که به اصول اولیه ی اسلامی پای بند بودند . شاید هم گم راهی در فرقه شان رواج یافته اما این تقصیر سران بزرگوار این فرق نیست.نمونه های روشنی هم دارد.محمد بن حنبل یا شافعی که حقا آدم های پرهیزکار و باتقوایی بودند تا جایی که برخی از مورخان شیعه هم معتقدند شافعی شهید راه ولایت شد. گر چه گم راهی و اشتباهات در نظرات این روحانیون نیز به وضوح دیده می شود. ثانیا منطقی بودند . یعنی اصولی که سران این فرق تعریف کردند با اصول عقل و نقل معارض نبودند.نمونه ی کاملش تشیع خودمان.حرفی که مولا امیرالمومنین می زند همانی است که پیام بر می زند و هیچ جایش هم معارض عقل نیست.

ثالثا ثبات در سرانش وجود داشت . مثلا مولا اگر در جوانی جوری بود و در پیری جور دیگر – العیاذ بالله – دیگر کسی به ایدئولوژی او اعتمادی نمی کرد. این اصل در فرق سنی نیز دیده می شود.

اما فرقه های دیگری نیز بودند وهستند که دقیقا به خاطر نداشتن دلایل بالا یا از بین رفته اند و یا بسیار کم رنگ شده اند . مثلا یزیدیه . این فرقه آن قدر با عقل و اصول ابتدایی اسلام معارض بود که اصالتا از دایره ی اسلام بیرون زده بود. (OH>r)یا خیلی فرق دیگر .

بهاییت هم یکی از این فرق بود که دقیقا دلایل بالا را نداشت .

ره برش اصلا ثبات نداشت . این بی ثباتی در ایدئولوژی هایشان هم کاملا دیده می شود . روزی ادعای نیابت امام زمان را کرد و روز دیگر ادعای امام زمانی و روز بعدش گفت من پیام برم. خوب شد امیرکبیر رضی الله عنه او را کشت و گرنه کم کم می گفت من بابای خدایم.

اصول منطقی ای هم نداشت و ندارد . اصلا بعضی جاها ناقض عقل است و یک جاهایی هم سنت پیام بر را نقض می کند.

ره بران درست حسابی ی هم که ندارد . آدمی که می رود داخل حمام از بدنش به صورت کاملا لخت عکس می گیرد و بین هوادارانش پخش می کند ، آدم حسابی است؟

این ها دقیقا دلایلی هستند که امروز بهاییت جز کسانی که از بهایی بودن سود می برند و کسانی که به صورت ارثی بهایی شده اند و هیچ وقت به مسخرگی دین شان فکر نکرده اند ، طرف داری ندارد.

همین!

*لازم است بگویم من یک تحقیق ۸۰ صفحه ای درباره ی فرق اسلامی برای دکتر صبوری کرده ام.

+ نوشته شده توسط محمدرضا مهاجر در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 5:57 قبل از ظهر |

بسم الله

جلسه ی نقد داستان  این حقیر روز سه شنبه هفتم آبان در سرای اهل قلم برگزار می شود.اهلش بیایند خوش حال می شویم.

فلسطین جنوبی- کوچه ی خواجه نصیر- سرای اهل قلم

همین!

+ نوشته شده توسط محمدرضا مهاجر در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 1:54 بعد از ظهر |